Thursday, May 20, 2010

بد اخلاقی‌ می‌کنم، قر می زنم، تلخم این روز‌ها و می دانی‌ تو.
صبر می کنی‌، آروم می‌پرسی‌ که چه مه‌. ساکت می‌مونم اما توی ذهنم جیغ می زنم. توی ذهنم برات از شک هام میگم،از ترسام میگم، از خشم و عشقم میگم، از ذهن وحشی ام میگم. سکوتم که طولانی‌ می‌شه میگی‌‪:‬
Morche tell me‪.‬

‪"تل می‌"‬رو یه جوری میگی‌. همیشه اینطوری میگی‌.یه جور ترسان و منتظر. مثل اون جوری که من منتظر مامانم مونده بودم یه بار که بچه بودم و کتاب فارسی کلاس اولمو توی مدرسه جا گذاشته بودم و مامانم رفته بود برام بیارش.دوران جنگ بود ومی‌ترسیدم اگه کتاب فارسی‌ام (که مهم‌ترین کتاب بود) گم بشه، دیگه کتاب نداشته باشم و اون سال رو رفوزه بشم.باز میگی‌ "تل می‌".یه جوری که دل من می‌‌لرزه.یه جوری که گریه‌ام می گیره و دلم گردی چشماتو می‌خواد.. چیزی نمیگم.ساکت و عاشق می‌مونم

6 comments:

Mitra said...

یه جوری که دل من می‌‌لرزه.یه جوری که گریه‌ام می گیره و دلم گردی چشماتو می‌خواد..

:)

Mitra said...
This comment has been removed by the author.
Mitra said...
This comment has been removed by the author.
Mitra said...
This comment has been removed by the author.
Mitra said...

in comment male post e "dorood bar akhar e hafte" ast ;) :
che lecture ii download kardi, age momkene address bede ke man alan lecture lazem hastam vagh'an.

Hestia said...

salam...miam inaj mikhonamet