تابستونا، مدرسهها که تعطیل میشد و من و خا و ماسکی و امیر شروع میکردیم روزی صد بار فاصلهٔ بین طبقهٔ دو و پنج رو تاپ تاپ دویدن، نن خانوم خلک با حرص در آپارتمانشو باز میکرد و داد میزد : "باز تابستون شد و این بچه ها"
نن خانوم خلک (به فتح نون) شخصیتی بود برای خودش، اسم اصلیش یادم نیست چون مامانهای ما همیشه به این اسم صداش میزدن.عجیب بود و با هیچ عرف اجتماعیی که ما توی مشهد سراغ داشتیم نمیخوند. لباسهای گشاد رو هم رو هم میپوشید و ماتیک پر رنگ قرمز میزد، و یه عینک گندهٔ مستطیلی دسته سفید. . بعضی وقتا بلند بلند با خودش حرف میزد، به خصوص از وقتی شوهرش یه خفاش تو خونشون دید و سکته کرد و مرد، توی بقالی همیشه به یه مخاطب خیالی توضیح میداد که چقدر دلش برای هم خوابگی تنگ میشه.
بگذریم، چرا یاد نن خانوم خلک افتادم؟ آها، چون میگفت "باز تابستون شد و این بچه ها"، و من و خا همیشه توی بچگیمون فکر میکردیم "خوب این بچهها چی؟ چرا جمله شو تموم نمیکنه"
ولی یه جوری انگاری همیشه ناتمام بودن این جمله مارو به وجد میاورد،تندتر میدویدیم و بلندتر جیغ
میزدیم.
چند روزه که هی سعی میکنم افکار مثبت الکی تحویل خودم بدم که بپرهیزم از بحرانهای روحی و بیشتر کار کنم روی این پایان نامهٔ مزخرف و حواشی مضمحلش. امروز صبح ولی دیگه بریدم. چشمامو که باز کردم، این بارون لعنتی رو که دیدم، بی اختیار گفتم
" باز زمستون شد و این حال گه"
چه ساختار جملهای خوبی نن خانوم خلک به ما یاد داد
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
10 comments:
یعنی فکر می کنی این احوالات فصلی هستند؟ خوش بحالت که حداقل یک فروردینی ته تونل دیده می شه برا ت و خوش بحال نن خانوم خلک که یک اول مهری توی تقویمش دیده می شد.
متولد سی اسفند
فعلا که فروردینی دیده نمیشه. اما دوست دارم فکر کنم که زمانی دیده خواهد شد.
یه بار تو یک جمعی گفتم به نظرم80 درصد کارها وافکار ماتحت تاثیر عوامل بیرونی هستند و اونطور که فکر میکنیم عمیق نیستند... البته توسط دوستان کشته شدم بعدش... اما هنوزم خیلی قبول دارم این حرف رو
میگذره باباجان، میگذره، غلط کرده که نگذره، چاره دیگه ای هم نداره تازه. پس میگذره!ا
آره بابا میگذره. با حرفت در مورد عوامل بیرونی تا حد زیادی موافقم.ولی آخه من زیاد هم مرز بین درون و بیرونو نمیفهمم.
. این چیزا هستند دیگه چیپو، کاریشونم نمیشه کرد remeber: this was endured, how otherwise it could be? من که فکر میکنم بیشتر این احوالات دوره ای هستن. عجالتاً شما ایمان بیار به آغاز فصل سرد تا ببینیم چی پیش میاد.
Kha is busted with DA unforgettable typo ever.
متولد سی اسفند
من که میگم خیلی مرزی ندارن اصلا
هی میخوام در ادامه خاطر نشان کنم، یادم میره..،فقط آمریکاست که هیچ غلطی نمیتونه بکنه، بقیه چیزا هستن، اما غلط کردن!ا
بنویس
Post a Comment