نمیدونم چرا همیشه اینطوری میشه. این جوری که نوشتن من پیچیدگی لازمو برای ابراز لحظه نداره. مثل این پست. مثل پی اچ دیم. مثل زیبایی این آفتاب در حال پایین رفتن. مثل طعم این شراب. مثل خشم من. مثل تکراری بودن حسّ تنهایی توی این خیابونهای پیچ پیچ و زیبا
9 comments:
موقع انتقال دادن یه چیزایی از بین میره همیشه، هر کاریش کنی و هرقدرم که به ابزار مسلط باشی بازم اجتناب ناپذیره
تنهایی همیشه هست، مثل انرژی!! از بین نمیره از نوعی به نوع دیگر تبدیل میشه
aali bud tabal!
chippo to dar neveshtan kollan tanbal shodi, masalan man midunam ke az vaghti ma umadim hanuz hichi tu un daftarche ghahveie naneveshti.
خا از کجا میدونی که این لیلا تاباله؟؟
خا خوب اگه بلد بودم بنویسم که همین چپتر لعنتیمو مینوشتم..
لیلا تو تابالی؟ چه حرف خوبی نوشتی
بله، من تابالم. اینقدر گیر نده به این چپتر بیچاره
بزن تو دهن خدا كه بهت ابزار نده يا بزن تو دهن زبان كه قابليت نداده يا اصلا هر چي
chippo, this is the last day am putting up with no updates.Get your act together.
موافقم با خا
Post a Comment